در سال دوم ، لوسلیا سانتوس برای اولین بار نقش رهبری را در سریال “ایزورا” به چین سفر کرد. وی برای دریافت جایزه Golden Eagle ، مهمترین جوایز تلویزیونی در چین ، که از طریق رای مردم اهدا شد ، دعوت شد. سانتوس اولین بازیگر خارجی بود که بیش از 5 میلیون هوادار چینی را در بخش بهترین بازیگر زن به دست آورد. هنگامی که او از پکن بازگشت ، جمعیت در فرودگاه فریاد می زدند: “Isaeura ، Count!”
چین تنها یکی از پنج کشوری بود که این سریال تلویزیونی محبوب را پخش کرد. این سریال بر اساس رمانی از برناردو جیم ساخته شده است. نویسنده برزیلی در Uro Barto متولد شد و در آنجا درگذشت. او قاضی و نویسنده چهار کتاب بود. رمان “برده ای به نام ایزایورا” ، که در سال ششم منتشر شد ، در اوج لغو برده داری در برزیل ، مشهورترین اثر وی نوشته شده است.
رمان برناردو گیمون “Raff Eziaura” دو ساله شده استاین سریال بر اساس داستان او در کوبا به یک پدیده بی سابقه تبدیل شده است. به گفته آلدیم میگوئل ، که یک وب سایت را در سانتوس لوئیزی راه اندازی کرده بود ، نه تنها فیدل کاسترو رئیس جمهور کوبا را دید که تمام قسمت های این سریال را نیز در اختیار دارد ، بلکه درخواست سهم برق را در زمان زنجیره ای برای متوقف کردن مردم نیز درخواست کرد.
ادوین لوئیزی ، نقش آلوارو در این سریال ، می گوید که وی در بسیاری از کشورها مورد استقبال قرار گرفت ، اما تجربه کوبا کاملاً متفاوت بود: “من مثل عضو گروه بیتلز بودم.” وی دلیل موفقیت جهان را “مبارزه ابدی بین آزار و اذیت و دو نفرین” توصیف کرد و می گوید: “لوسلی نقش آزار و اذیت ایفا کرد ، رابین دو والکو نقش بی عدالتی است و من یک نقش لیبرال هستم.”
اقتباس تلویزیونی از رمان قرن نوزدهم
لوکلیا سانتوس در سفر به چین ، در کنار سفیر پائولو پینتورمان “یک برده به نام Isaevera” توسط برناردو گیمارس در سال ششم منتشر شد ، مشهورترین کتاب او در میان آثار نویسنده. گیمار در یورو بارتو ، میناس گریس متولد شد و در آنجا درگذشت. او در دانشکده حقوق سائوپائولو تحصیل کرد و به خوبی با نویسنده شناخته شده ای مانند خوزه د آلانکار و فارز د آزودو ملاقات کرد. گیمار یک قاضی بود و در مجموع پنج کتاب از جمله رمان و شعر منتشر کرد.
در این کتاب ، ایسارا یک دختر سفید پوست با مادری به نام جولیانا و پدری به نام میگوئل ، مزرعه است. پس از مرگ مادر ایزورا ، بزرگ شده توسط استر ، همسر رهبر آلمیدا. استر آزادی ایزورا قبل از مرگش است. اما پس از مرگ وی ، پسرش Leansio وارث مزرعه می شود و این قول را برآورده نمی کند. لئونیو ، که عاشق ایزورا است ، او را در اسارت نگه می دارد.
ایده اقتباس تلویزیونی این رمان به گیلبرتو براگا نسبت داده شد ، اما براگا گفت که این پیشنهاد توسط معلم ادبی سابق وی در ریو دوژانیرو پیشنهاد شده است. Hell Rosanu پس از خواندن ده صفحه اول رمان ، تماس گرفت. این دو قبلاً هلن و سورا را اقتباس کرده بودند.
هنگام نوشتن فیلمنامه ، براگا تغییراتی در داستان ایجاد کرد: شخصیت هایی مانند توبیاس (با بازی روبرتو پیریو) بازی کردند و پایان برخی شخصیت ها را تغییر دادند. از جمله در این رمان ، همسر مالزیو او را ترک می کند ، اما او در این سریال در این سریال می میرد. این تغییر به دلیل سانسور بود ، زیرا در آن زمان ، مرد متاهل نمی توانست با زن دیگری وارد رابطه شود – در اینجا ، ایساورا.
در نوشتن برنامه متن ، براگا قطعاً کلمه “برده” را حذف کرد زیرا قوانین سانسور آنها را ممنوع کرده است. در نتیجه ، به جای آن از کلمات دیگر استفاده کنید. وی همچنین خواستار سانسور برای لغو صحنه های بیمار شد. در پایان سریال ، خودکشی LeDio فقط ضمنی بود.
انتخاب بازیگر و آغاز محبوبیت جهان
اگرچه داستان در مورد برده داری بود ، شخصیت اصلی این رمان سفید بودبرای ایفای نقش ایزورا در این سریال ، کارگردان Hell Rosanu برای اولین بار از بازیگر مشهور Deborah Dogle دعوت کرد ، اما او فرزند دوم خود را حمل می کرد و در سریال های تلویزیونی بازی می کرد. سپس روسانو بازیگر جوانی را که در ریو دوژانیرو بازی کرده بود به یاد می آورد: لوکلیا سانتوس. در آن زمان او 5 ساله بود و در تلویزیون بازی نمی کرد.
در ابتدا ، گیلبرتو بریگا از انتخاب راضی نبود و یک بازیگر دیگر ترجیح داد. اما انتخاب سانتوس نهایی بود و نقش ایزورا به او رسید. نقشی که حرفه او را تغییر داد. این سریال از اول اکتبر تا 2 فوریه از گلوبو پخش شد و به سرعت مورد استقبال قرار گرفت.
پس از پخش قسمت اول ، تلفن گیلبرتو براگا زنگ زد. در آن طرف خط نلسون رودریگز ، نویسنده مشهور برزیلی بود که مجذوب ایزورا شد و می خواست بداند در قسمت های بعدی چه خواهد شد. به گفته روزنامه نگار ارنستو رودریگز ، لوكلیا از نلسون الهام گرفته شد. بعداً ، لوسلیا سانتوس بر اساس آثار نلسون رودریگز ، از جمله کارخانه های تلویزیونی کوچک ، دو تئاتر و چهار فیلم ، در بسیاری از پروژه های هنری بازی کرد.
خود سانتوس در مورد آغاز شهرت خود گفت: “این سریال حتی قبل از پخش رسمی موفق شده است.” وی در مصاحبه ای گفت: “روز بعد برای پخش اولین شوخی ، مردم مردم را در خیابان های من می شناختند.” هر وقت بیرون می رفتم ، بچه ها مرا دنبال می کردند و عنوان عنوان را می خواندند. “
آهنگ اولیه این سریال ، به نام مهاجران ، با شعر خورخه آمادو و دوریوال کیمی به بخشی فراموش نشدنی از تجربه تماشای این سریال تبدیل شده است.
اما همه بینندگان مجموعه توجه به داستان عشق یا همدردی را برای شخصیت ها مشاهده نکردند. در کتاب گرمسیری بایرن ، که در سال دوم منتشر شد ، بتینا آنتون فاش کرد که حتی نازیسم ، یک پزشک نازی که تقریباً پنج سال پیش در برزیل زندگی می کرد ، این گروه را دنبال کرد. وی گفت که از آزار و اذیت برده ها لذت می برد ، اگرچه در این سریال از “سیاهی سیاه پوستان” راضی نبود.
رمان های عاشقانه و نمایش سفید برده داری
صافی در کوبا به طور گسترده ای مورد استقبال قرار گرفتاگرچه داستان سریال مربوط به برده داری بود ، شخصیت اصلی او یک زن سفید پوست بود. موضوعی که از ابتدا توجه زیادی را به خود جلب کرده است. طبق مشارکت و آثار برناردو جیمز ، اگر او یک شخصیت سیاه را برای داستان خود انتخاب کند ، رمان نوشته شده او در دوران برده داری موفقیت بزرگی نبود. متن خود می گوید: “خواننده این کتاب ابدی شاهد نفرت برناردو برای تبعیض در برابر سیاهان و خانواده هایی است که به برادران رنگین کمان ما تحمیل شده اند.”
در حالی که هر یک از رمان ها و سریال ها با برده داری سر و کار دارند ، برخی از محققان معتقدند که این روایت از زاویه ای عاشقانه به دور از حقایق تاریخی ساخته شده است. به عنوان مثال ، لوسیانا باروس گویز ، یک روزنامه نگار و محقق سینما ، لوچیانا باروس گوس ، می گوید که این سریال ده ها سال به عنوان نماینده برده داری در برزیل شناخته می شد ، اما او از روایت و زیبایی اروپا بیرون آمد.
وی توضیح می دهد که در قسمت آخر این سریال ، هنگامی که آلوارو (که توسط ادوین لوئیز بازی می شود) در کنار ایزورا در مورد آزادی برده ها در مزرعه اعلام می شود و همه برده های سیاه با چهره های شاد و لبخند می پذیرند و با ارباب سفید خود جشن می گیرند و جشن می گیرند. این صحنه نمونه بارز روایتی است که در آن هیچ اثری از مقاومت یا قیام وجود ندارد و رهایی بردگان فقط توسط “بشریت” برای صاحبان سفید عکاسی می شود.
Goyce تأکید می کند که این روش بازیگری ، با از بین بردن نقش مقاومت و مبارزات برده ها به طور کامل ، فقط یک نسخه از “تاریخ رسمی” را بازتولید می کند. تاریخی که نقش فعال سیاهان و رهایی را نادیده می گیرد ، نتیجه فیض یک استاد است.
او همچنین در مورد بازسازی سال از گروه می گوید ، جایی که همان الگوی روایت تکرار می شود. در پایان این سریال ، مهاجران ایتالیایی با سبد وارد مزرعه می شوند ، در حالی که آزادی سیاهان اخیراً بدون کفش و تعارف روی شانه می گذارند. متن آخر تصریح می کند: “… و آنچه آنها کاشته شده اند ، هیچ چیز باقی نمی ماند: نه سرزمین ، محصول ، تنها آزادی.” جویس می گوید: “ما هنوز با صحنه ای روبرو هستیم که توسط سیستم برده داری ایده آل فیلمبرداری می شود.” “بدون هیچ نشانه ای از مقاومت ، اکنون با یک برزیلی جدید روبرو هستیم ، کشوری پر از امید که مهاجران بازی خواهند کرد.”
منبع: بی بی سی



